اصول ترمو ديناميك و شيمي بلور ها
اصول ترمو ديناميك و شيمي بلور ها
كليات :
براي پي بردن به خواص فيزيكي و شيميايي كانيها لازم است كه ساختار اتمي پيوندها و شيمي بلورها را مورد بررسي قرار دهيم چرا كه خصوصيات كانيها تابعي از آرايش اتمي دروني آنهاست همانطوريكه تقارن خارجي بلورهاي يك كاني به ساختار بلوري آن مربوط مي شود. به همينگونه ترموديناميك (Thermodynamic) نيز به آرايشهاي گوناگون اتمي يوني و ملكولي و رابطه آنها با شرايط فيزيكي و شيميايي محيط خارج مي پردازد و بدان دليل كه منشأ سنگها و كانيها را روشن مي سازد حائز اهميت است ما بايد توجه داشته باشيم كه قوانين شيمي – فيزيك (Phisico-Chimical Condition) تقريباً بر تمامي فرآيندهاي ساخت كاني و سنگ حاكم مي باشد. در اين بخش از درس ترموديناميك بطور خلاصه و كلي كه براي فهم ژئوشيمي ضروري به نظر مي رسد صحبت خواهد شد. بنا به آنچه كه از مشاهدات بنيادي جهان مشهود است سازمان (Organization) يا ترتيب قرار گرفتن ماده هميشه در جهت حداقل انرژي است. كانيها و سنگها نيز از اين قاعده مستثني نبوده اند.
اصول ترموديناميك كه بوسيله شيميدان آمريكائي ويلارد گيبز(G.Willard Gibbs) گسترش يافته به توضيح روابط دروني متغيرهايي چون دما فشار انرژي و تركيب (ساخت) مي پردازد. قبل از پرداختن به مسائل ترموديناميك بهتر است يك سري اصطلاحات تعريف شود:
1- تعريف انرژي: انرژي عبارت است از استعداد و گنجايش يك سيستم به انجام دادن كاري و آن را با E نمايش مي دهند.
2- انواع انرژي
الف) انرژي جنبشي (Kinetic Energy) كه مربوط به حركت است.
ب) انرژي پتانسيل يا ذخيره اي (Potential Energy): كه مربوط به وضعيت سيستم است.
ج) انرژي داخلي يا ذاتي(Internal Energy) : مقدار كل انرژي محتوي در يك سيستم را انرژي ذاتي يا داخلي گويند. اين انرژي تابع فشار، حجم و دما مي باشد و تغييرات آن را با نشان مي دهند.
مثبت: اگر سيستمي كه تغيير مي پذيرد انرژي جذب كند تغييرات داخلي آن مثبت است.
منفي: اگر سيستمي كه تغيير مي پذيرد انرژي دفع كند تغييرات داخلي آن منفي است.
1- تعريف سيستم: در بحث ترموديناميك منظور از سيستم آن بخش از جهان است كه تحت بررسي قرار مي گيرد. مانند ستارگان سنگها كانيها اتم ها كه در نظر محقق از ساير قسمتهاي جهان جدا دانسته مي شود. سيستم را بر حسب تغييراتي كه در آن بوجود مي آيد تعريف يا تقسيم بندي مي كنند.
1-4 : سيستم ايزوله يا سيستم منفرد (Isolated System) : سيستمي را كه انتقال جرم و انرژي در وراي محدوده آن سيستم امكان پذير نباشد سيستم ايزوله يا منفرد مي گويند به عبارت ديگر اگر سيستم داخلي طوري تغيير كند كه مستلزم تغيير سيستم خارجي نباشد آن را سيستم منفرد نامند. در اين حالت سيستم يا سيسستم خارجي تبادل جرم و انرژي نمي كند.
2-4: سيستم بسته (Closed System) : يك سيستم بسته سيستمي است كه داراي جرم ثابت است اما مي تواند انرژي كسب كند يا از دست بدهد.
3-4: سيستم باز(Open System) : سيستم باز سيستمي است كه مي تواند با سيستم خارجي تبادل جرم و انرژي داشته باشد.
4-4: فاز: فاز را مي توان به عنوان بخشي محدود از يك سيستم تعريف نمائيم كه نسبت به تمام خواصش همگن است. مثلاً تحت شرائط معين فلدسپاتهاي قليايي تشكيل فقط يك فاز را بدهند.
5-4: پارامترها : هر سيستم ترموديناميكي از روي برخي خواص اساسي مشخص مي شود كه به آن پارامتر گويند. بطور خلاصه خواصي كه حالت سيستم را تعيين مي كنند پارامترهاي حالت گويند مانند حجم، فشار، دما، كنش متقابل بين فلزهاي منفرد، غلظت فازهاي سازنده ميدان مغناطيسي و غيره . اين پارامترها يا خواص به دو دسته تقسيم مي شوند:
الف) پارامترهاي گسترده: (Extensive Parametres)
پارامترهاي گسترده يا خواص ظرفيتي: خواصي وجود دارند كه مقدارشان بستگي به اندازه و بزرگي سيستم يا فاز دارد مانند جرم يا تعداد مولها حجم آنتروپي و انرژي
ب) پارامترهاي محدود (مستقل) (Intensive Parametrs)
پارامترهاي محدود يا خواص متمركز اين پارامترها مستقل از وسعت يا بزرگي سيستم يا فاز مي باشند مانند دما، فشار و پتانسيل شيميايي، دانسيته يا چگالي و نيرو كه ارتباطي با مقدار ماده موجود در سيستم ندارد.
اصول ترموديناميك:
قانون اول ترموديناميك:
بر اساس قانون اول ترموديناميك انرژي نمي تواند بوجود آمده يا از بين برود. اگر سيستمي دچار تغيير حالت شود و انرژي دروني آن در حالت اول E1 و در حالت دوم E2 باشد در اين صورت يا بعبارت ديگر مقدار تغيير انرژي برابر خواهد بود با كه با يك گزاره رياضي بيان مي شود. اگر در اين تغيير مقدار انرژي معادل q توسط سيستم بصورت حرارت جذب شده و مقداري انرژي معادل W سيستم را بصورت كار مكانيكي ترك كند در اين صورت خواهيم داشت و براي تغيير بسيار كوچك معادله بصورت زير در مي آيد: dE=dq-dw كار مكانيكي معمولاً از روي تغييرات حجم در قبال فشار ليتواستاتيك اندازه گيري مي شود كه در اين صورت خواهيم داشت: dw=pdv
مثال : بادكنك پر از گاز آرگون را كه هيچ افزايش يا كاهش در جرم آن انجام نمي پذيرد به عنوان سيستم خود در نظر بگيريم. در فشار ثابت P (يك اتمسفر) بادكنك داراي حجم معين V خواهد بود كه وابسته به جرم آرگون و درجه حرارت با دماي اوليه است. (حاصلضرب فشار در حجم با دما متناسب است T=PV) حال اگر بادكنك را به آرامي حرارت دهيم انرژي دروني سيستم فزوني مي يابد كه از افزايش حركت دمائي اتمهاي گاز در دماي بالاتر مشهود است.
در نتيجه : حجم بادكنك مقداري افزايش مي يابد در اين فرآيند كار انجام مي دهد.
فشار × تغيير حجم = فشار ×مساحت ×فاصله
فشار × تغيير حجم = كار
نهايتاً تحت فشار ثابت خواهيم داشت dW=Pdv
dE=dq-dw-------dE=dq-pdV
بنابراين : افزايش انرژي دروني سيستم متناسب است با دماي افزوده شده. اما از آن كمتر است زيرا مقداري انرژي افزوده شده تبديل به كار (انبساط) شده است. انرژي افزوده شده بصورت گرما از افزايش انرژي دروني بيشتر است چرا كه مقدار اندكي هم كار به شكل انبساط دماي انجام شده است.
قانون دوم ترموديناميك:
اين اصل درباره ارتباط موجود بين تغييرات انرژي گرمايي يك سيستم در دماي ثابت يا تغيير درجه بي نظمي يا آنتروپي (dS) بحث مي كند.
تعريف آنتروپي:
اساساً آنتروپي مقياسي است براي تعيين ميزان انحراف از يك آرايش اتمي كاملاً سازگار و سيستماتيك (Consistant & Syosdtemattic) . در دماهاي پايين اتمهاي يك ماده جامد سعي در حفظ نظم دارد ولي در دماهاي بالاتر آنتروپي جسم جامد بيشتر مي شود و اين بدان مفهوم است كه آرايش اتمي آشفته تر مي گردد. ادامه حرارت دهي به جسم جامد نهايتاً منجر به گسيختن پيوندهاي شيميايي گرديده و فاز مربوطه ذوب و يا تبخير مي گردد كه اين خود باعث افزايش باز هم بيشتر آنتروپي مي گردد. در هر فرآيند برگشت پذير مقدار آنتروپي سيستم (dS) را مي توان از روي مقدار حرارت دريافت شده توسط سيستم (dq) تقسيم بر دماي مطلق (T) اندازه گرفت. به بيان ديگر : dS=dq/T
براي هر فرآيند برگشت ناپذير خودانگيز dS> dq/T بنابراين معادله فوق را در مورد يك فرآيند برگشت پذير مي توان به شكل زير نوشت: dE=TdS – pdV
مثال : اگر سيستمي متشكل از يخ را در نقطه ذوب آن تحت يك اتمسفر فشار يعني صفر درجه سانتيگراد در نظر بگيريم. افزودن انرژي – گرماي ذوب (Heat & Metting) درهمان دما (صفردرجه) يخ را كاملاً به آب تبديل مي كند. ميزان گرماي افزوده شده در اين حالت با افزايش آنتروپي متناسب است. بديهي است كه آنتروپي آب كه نظم ملكولي كمتري دارد به مراتب از آنتروپي يخ بلورين مشابه بيشتر است.
از آنجائي كه بسياري از فرآيندها در فشار ثابت رخ داده و فقط انرژي گرمائي و انرژي مكانيكي در آن نقش دارد و بخاطر اينكه تحت چنين شرائطي مقدار انرژي جذب شده توسط سيستم از محيط اطراف برابر يا افزايشي در تابع (E+PV) سيستم خواهد بود. محققين به اين نتيجه رسيدند كه براي سهولت امر تابع H يا آنتالپي را تعريف كنند بر حسب تعريف H=E+PV بنابراين براي هر تغيير جزئي dH=dE+PdV + VdP اگر تراديسي در فشار ثابت انجام شود يا به عبارت ديگر dP=0 باشد در آن صورت : dH=dq معناي اين عبارت اين است كه تغييرات آنتالپي هر فرآيند در فشار ثابت را مي توان از روي مقدار گرماي دريافت شده اندازه گيري كرد و بهمين دليل اغلب به آن گرماي واكنش هم مي گويند.
قانون سوم ترموديناميك:
در دماهاي بسيار كم ارتعاشات حرارتي (Thermal Viration) اتم ها در بلورها بسيار ناچيز است و در صفر مطلق K (273- درجه سانتيگراد) ساختار به حالتي كه در آن نظم كامل برقرار است مي گرايد. در چنين دمائي آنتروپي يك بلور كامل برابر صفر است. اين در حقيقت همان قانون سوم ترموديناميك است.
انرژي آزاد گيبز (G) :
انرژي آزاد گيبز انرژي آزاد ناميده شده است. اين انرژي بيانگر مازاد انرژي دروني كار و انرژي گرمائي است كه نيروي محرك براي انجام يك واكنش را فراهم مي كند بصورت زير نوشته مي شود: dG=VdP-SdT
براي سيستم در حالت تعادل تحت فشار و دماي ثابت مقدار G حداقل است و براي هر تغيير پايدار نيز dG=0 است يعني انرژي آزاد گيبز براي مواد واكنش گر(Reactants) و فرآورده (Products) برابر است.
تعريف پايداري: پايداري يا تعادل در يك سيستم اين است كه تجمع مواد تشكيل دهنده آن فاز يعني مجموعه آن داراي كمترين مقدار انرژي آزاد ممكن هستند.
مثال: اگر گذار تعادلي يخ درنتيجه آب را در نظر بگيريم:
يخ = واكنش گر R آب = فرآورده P
هر تغييري در مقدار انرژي گيبز براي فرآورده ها برابر است با : dGP=VPdP –SPdT
براي واكنش گر: dGR=VRdP –SRdT
و از آنجايي كه انرژي آزاد گيبز براي واكنشگر و فرآورده برابر است خواهيم داشت:
VPdP = SPdT = VRdP – SRdT dP(VP-VR) = dT (Sp – SR)
از dP و dT فاكتور گرفته خواهيم داشت: dP/d^T=^S/^V
^S= مجموع آنتروپي فرآورده ها منهاي مجموع آنتروپي واكنشگرها
^V = تفاوت حجم كل فرآورده ها و واكنشگرهاست.
به اين معادله، معادله كلاپيرون(Clapyron Equation) گفته مي شود.
بدون شك رابطه فشار – دما در يك واكنش خاص كاني شناسي يا سنگ شناسي در حالت تعادل هم به ميزان تغييرات آنتروپي و هم به تغيير حجم سيستم بستگي دارد.




